مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠٣
كرده بود كه در هر جمعه آن را بر مردم بخوانند و اين عبارت در آن نامه جلب توجه مى كند:
«و قد كان رسول الله عهد الىّ عهداً فقال يابن ابى طالب لك ولاء امّتى فان ولّوك فى عافية واجمعوا عليك بالرضا فقم فى امرهم و ان اختلفوا عليك فدعهم وما هم فيه فانّ الله سيجعل لك مخرجاً».[١]
«پيامبر خدا با من پيمانى بست و فرمود: اى پسر ابوطالب، پيشوايى و رهبرى امت من در حقيقت از آن تست (زيرا از همه افراد سزاوارترى) اگر مردم بدون نزاع ولايت ترا پذيرفتند. در امر حكومت قيام كن و اگر درباره تو اختلاف كردند، آنان را به حال خود واگذار، خدا هم براى تو راه نجاتى قرار مى دهد».
ز. هنگامى كه على(عليه السلام) ديده از جهان فرو بست «عبدالله بن عباس» از خانه امام بيرون آمد و رو به مردم كرد و گفت: اميرمؤمنان در گذشت و فرزندى از خود باقى گذاشته، اگر مى خواهيد به مسجد بياييد، با او بيعت كنيد.
ح. نه تنها حكومت حاكم مشروط به رضايت است، بلكه انتخاب امام جماعت هم بايد به دست مردم و. اجازه مردم باشد، چنان چه در «مناهى النبى»(صلى الله عليه وآله) آمده است:
«من أمّ قوماً بغير رضا منهم...»[٢] از جمله چيزهايى كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نهى كرده است، يكى هم اين است كه كسى بدون رضايت مردم بخواهد بر آن ها امامت كند.
[١] كشف المحجة، ابن طاوس، ص ١٨ چاپ بيروت; مستدرك نهج البلاغه، باب دوم، ص ٣٠.
[٢] . بحارالانوار، ج ٨٨، ص ٨.