مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩٥
خاص خود، به رسميت شناخته، و تكاليفى متوجه هر دو نموده است.
همه ما، از تكاليف فردى اسلام آگاهى داريم، هر فردى بايد نماز گزارد، روزه بگيرد، پيمان خود را محترم بشمارد، پدر و مادر را احترام كند و...
در عين حال اسلام يك رشته تكاليفى دارد كه متوجه جامعه است و بار تكليف را به دوش اجتماع كه از ديدگاه حقوق دانان و جامعه شناسان، شخصيت حقوقى دارد، گذارده و به آنان دستور داده است كه:
دست دزد را ببرند[١]، افراد بدكار را تازيانه زنند[٢]، مرزهاى كشور را صيانت كنند[٣]، با مشرك و منافق نبرد نمايند[٤]، با ستمگر تا سر حدّ پذيرش حق نبرد را ادامه دهند[٥] و... .
اين گونه از تكاليف، كه در فقه اسلامى به آن ها واجب كفايى مى گويند، تكليف جامعه اسلامى در شعاع كوچك آن روز و شعاع بزرگ امروز است. و حقيقت واجب كفايى جز اين نيست كه خدا، اين وظيفه را از جامعه اسلامى مى طلبد، به گونه اى كه اگر فردى و يا گروهى قيام به وظيفه كنند و زير بار تكليف بروند، تكليف محول به جامعه را، انجام داده اند و اگر همه اعضاى جامعه در انجام آن كوتاهى ورزند، همه مسئول خواهند بود.
از آن جا كه وظايف پيشين، متوجه جامعه اسلامى است و جامعه بدون تشكيل دولت به انجام اين وظايف قادر نيست، از اين جهت بر جامعه لازم است كه
[١] مائده / ٣٨.
[٢] . نور / ٢.
[٣] . آل عمران / ٢٠٠.
[٤] . توبه / ٧٣.
[٥] . حجرات / ٩.