مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١٣
موجب مى گردد كه مثلا پسرى بينى مادر و چشمان پدر را به ارث برد و فلان كيفيت را از اجداد خويش اخذ كند.[١]
اين امر سبب شد كه حيات شناسان به اميد كشف معماى وراثت، وقت بيشتر مصرف كرده و درباره واحد زنده «سلول» مطالعات بيشترى بنمايند، تا آن كه ميكروسكوب هاى دقيق موفق شدند سازمان وجودى «سلول» را به دست بياورند و نتيجه كاوش هاى پى گيرانه آنان، اين شد كه در سلول، هسته اى بيضى شكل با جدرا قابل ارتجاعى وجود دارد و در آن هسته قطعات كوچكى است كه در موقع تقسيم سلول در هسته پديدارمى شود و آن ها را «كروموزوم» مى نامند.
بسيارى از دانشمندان حيات شناسى موفق شدند كه شماره «كروموزم»ها را در بسيارى از جانداران به دست آورند و ازمايش هاهى زيادى اثبات كرده است كه تعداد آن ها در انواع ثابت است و تغييراتى در تعدد آن ها رخ نمى دهد.
چيزى نگذشت كه دانشمندان گام ديگرى در طريق كشف راز قانون «وراثت» برداشتند و ثابت كردند كه خواص موروثى از پدر و مادر به فرزندان به وسيله توزيع «كروموزم»هايى كه در هسته «ياخته»ها هستند، منتقل مى شوند. از اين رو، «كروموزوم»ها برحسب ابعاد خود ده ها يا صدها جزء دارند كه همان «ژن»ها يا واحدهاى موروثى مى باشند و عامل حقيقى وراثت همين ذرات كوچك اند كه صفات ظاهر پدر و مادر را به فرزندان انتقال مى دهند.[٢]
هرگاه تمام موجدات داراى منشأ واحدى هستند بايد شماره «كروموزوم»ها در هسته، سلول هاى آن ها مساوى باشند،در صورتى كه چنين نيست و
[١] تاريخ علوم، صفحه ٧٠٧.
[٢] . «بنياد انواع»، صفحه ٦٩.