مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢٢
حقيقت را تفهيم مى كند نه شكل را.
آن چه مهم است بيان اساس و زيربناى حكومت است كه اين آيين آن را بيان كرده است و يادآور شده است كه حكومت بايد با اراده و خواست ملت تشكيل شود، نه به وسيله زور و برق سرنيزه، و يا آتش توپخانه و تانك، و يا از روى وراثت هاى تحميلى ولايتعهدى هاى بىولايت.
حكومت هاى تحميلى شالوده اسلامى ندارد و چون سرچشمه قدرت، اراده ملت نيست، بلكه زور و سرنيزه است، حاكم اين قماش از حكومت ها، حاكم اسلامى، و حكومت او، حكومت اسلامى نيست.
ولى اگر اين شرط اساسى فراهم گردد، ديگر لازم نيست شارع مقدس شكل آن را بيان كند، بلكه بايد طبق مصالح جامعه، و مقتضيات زمان، از طرف ملت شكل خاصى پيدا كند، و نظمى به خود بگيرد، خواه سلطنت باشد، خواه جمهورى.
در اين جا از تذكر نكته اى ناگزيريم و آن اين كه ملل جهان در شرق و غرب از حكومت هاى سلطنتى، خاطره خوشى ندارند، تاكنون سراغ نداريم كه ملتى با ميل و رغبت، و از صميم دل، حكومت فردى را به عنوان سلطنت به طورى كه اين مقام در نسل وى نيز محفوظ بماند، بپذيرد حكومت هاى سلطنتى پيوسته به صورت استبداد و يا به شكل مشروطه، با زور و شمشير و قدرت توپ و تانك، به وسيله ايادى داخلى و عمال خارجى، بر ملت ها تحميل شده است، و سلاطين بيگانه از مردم، زمام جمعيت را، براى مدتى به دست گرفته اند. از اين جهت هرگز نمى توان حكومت اسلامى را بر حكومت اين نوع سلطه جويان، و خودكامگان، كه به حكم قرآن محكومند تطبيق كرد. چنان كه مى فرمايد:
(تلك الدّار الاخرة نجعلها للّذين لا يريدون علوّاً فى الارض و لا فساداً