مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٨
هرگز نمى توان گفت ابزار توليد از زمان ماركس، حالت توقف به خود گرفته و دگرگونى پيدا نكرده است، زيرا اين مطلب با اصول قطعى ديالكتيك كه جهان و جامعه را در حال حركت و تغيير مى داند، سازگار نيست. از اين گذشته زمان وى با ديگر زمان ها چه تفاوتى دارد؟
انديشه توقف وسايل توليد با واققعيات عينى و مشاهدات اجتماعى ما مخالف است، مسلماً در تمام جهان و زادگاه ماركسيسم شيوه توليد دگرگون گرديده و شيوه توليد جديدى جايگزين آن شده است.
ممكن است گفته شود مقصود از صحت هر نظريه اى جز صحت نسبى آن (نه مطلق و دائمى) چيز ديگرى نيست و ماركسيسم نيز بيش از اين ادعايى ندارد.
ولى بايد توجه نمود كه صحت نسبى هر نظريه اى بالاخص نظريه ماركس كه صحت آن در محدوده شيوه توليد عصر خويش مى باشد، برابر با اين است كه در غير آن محدوده، صحيح نباشد و باطل و پوچ گردد ما به اين فرضيه از نقطه نظرى مى نگريم كه شيوه توليد دگرگون گرديده و وسايل توليد، رشد و تكامل پيدا كرده است.