مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٢
از اين جهت «توين بى» مورخ انگليسى معاصر، در ميان عوامل مؤثر در سير تاريخ از نقش «افراد آفرينشگر» و «اقليت هاى آفرينشگر» سخن مى گويد.[١]
از كسانى كه درباره نقش شخصيت در تاريخ داد سخن داده اند، «تامس كارلايل» (١٧٦٢ ـ ١٧٩٥ م) مى باشد، وى معتقد است كه تاريخ فقط عبارت است از احوال قهرمانان. شيفتگى خاصى كه كارلايل نسبت به نقش شخصيت در جريان حوادث داشت، هم او را به مطالعه تاريخ رهنمون گشت و هم خود او بهره هايى از مطالعه تاريخ به دست آورد، از اين جهت وى به شرح احوال شخصيت ها بيشتر اهميت مى داد و معتقد بود كه هر نهضتى در جهان به وسيله شخصيت ها پديد آمده است. اصلاحات، بنيادها، ادوار تازه حتى قوانين مربوط به اساس حكومت نيز بايد به وسيله شرح حال اشخاص توجيه و تفسير شود.[٢]
مبالغه «كارلايل» درباره نقش شخصيت ها او را به قهرمان پرستى كشيده است و هرگز نمى توان با نظريه او صد درصد موافقت كرد و ديگر عوامل را ناديده گرفت ولى در عين حال، نمى توان به كلى آن را انكار كرد.