مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠٢
تحت رهبرى آن حضرت بر حق مجتمع سازد».[١]
امام در پاسخ نامه سران كوفه، نوشت: «مسلم بن عقيل پسر عم من و مورد اطمينان من است او را به نمايندگى خود به كوفه فرستادم.
«فان كتب الىّ انّه قد اجتمع رأى ملئكم و ذوى الحجى منكم على مثل ما قدمت به رسلكم اقدم اليكم»:
«اگر مسلم بن عقيل به من بنويسد كه بزرگان و خردمندان شما همه بر اين عقيده هستند، كه من به كوفه بيايم، آن گاه به خواسته هاى شما جواب مثبت خواهم داد».[٢]
هـ. هنگامى كه مهاجر و انصار با على(عليه السلام) بيعت كردند، اميرمؤمنان بر بالاى منبر قرار گرفت و فرمود:
«ايّها النّاس عن ملا و أذن انّ هذا امركم ليس لاحد فيه حقّ الاّ من امّرتم...»
«اى مردم انبوه و هوشمند، امر حكومت از آنِ شما است هيچ كس حق ندارد آن را به خود اختصاص دهد، مگر آن كسى كه شما او را امير و حاكم نماييد».[٣]
سخنانى كه امام(عليه السلام) به دنبال اين خطبه فرموده است همه مؤيّد اين مطلب است.
و. اميرمؤمنان على(عليه السلام) به فرمانداران خود، نامه اى نوشته بود و آنان را موظف
[١] تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٢٢١; كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٢٦٦.
[٢] . ارشاد مفيد، ص ١٨٣.
[٣] . كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٩٩، چاپ بيروت; تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٥٦.