مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠
دارد، يا هر دو گروه آن را مطرح كرده اند بدون اين كه از يكديگر اقتباس كنند و به اصطلاح از قبيل «توارد خاطرين» مى باشد؟
ولى از آن جا كه «پلوراليزم دينى» قرائت و تفسيرهاى گوناگونى دارد، نمى توان براى همه ى آن ها ريشه در كلام و يا فلسفه ى اسلامى جُست هر چند برخى از صورت هاى آن مورد پذيرش متكلمان اسلامى بوده، و درباره ى آن با عنوان ديگرى بحث نموده اند ـ مع الوصف ـ گاهى تصور شده است كه مسأله مذكور در محافل علمى شرق مطرح گرديده و اسامى آنانى را كه طرح اين مسأله به آن ها نسبت داده شده عبارتند از:
١. يوحناى دمشقى مبتكر اين مس.له بوده و حتى رساله اى در اين مورد نوشته است.[١]
يادآور مى شويم: يوحناى دمشقى از مسيحيان دربار خلفاى عباسى مانند مأمون و معتصم و واثق و متوكل بوده، او به خاطر معلومات چشم گيرى كه در طب و پزشى داشت، مورد توجه خلفاى عباسى قرار گرفته بود و او بود كه فتنه «قِدَم قرآن» و «عدم حدوث كلام خدا» را پديد آورد، تا با انتشار «قِدَم كلام خدا» قدم مسيح را كه «كلمة الله» است ثابت كند و سرانجام در سال ٢٤٨ در سامرا درگذشت.[٢]
از آن جا كه رساله او در دست نيست، هرگز نمى توان درباره آن داورى كرد، و بر فرض صحت نگارش چنين رساله اى، شايد هدف او، دعوت به زندگى
[١] چشم اندازهاى ايران، شماره ى يكم.
[٢] . زركلى، الاعلام: ٨/٢١١، محمد ابو زهرة، تاريخ المذاهب الاسلامية: ٢/٣٩٤; لغتنامه دهخدا: ١٤١، ٢١١١٢.