مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٩
نمى توانيم بگوييم كدام منظر صحيح است چرا كه هيچ منظر نهايى وجود ندارد كه ما بتوانيم از آن منظر مردان كور و فيل را در نظر آوريم، حقيقت آن است كه همه ما انسان هاى كورى هستيم در بند مفاهيم شخصى و فرهنگى خود گرفتار آمده ايم.[١]
طبعاً موقعيت تمام پيام آوران و پيروان آنان موقعيت اين لمس كنندگان فيل خواهند داشت كه هر يك از زاويه اى به واقع نگريسته و آن را به آن صورت بيان كرده اند.
درباره اين تمثيل و نتيجه گيرى آن يادآور مى شويم:
اگر ما انسان واقع گرا باشيم بايد از اين تمثيل به نوع ديگر نتيجه بگيريم: هر چيزى را بايد با حس ويژه خود آن شىء درك كرد، هرگز نمى توان خوشبويى و بدبوبيى را با زيبايى و زشتى چهره را با دست درك كرد، زيرا مدرَك حقيقتى است كه براى درك آن حس ويژه اى مانند بوييدن و ديدن لازم است، و در غير اين صورت تا روز رستاخيز نيز دست بمالند به حقيقت مى رسند، شناخت فيل يا در گرو به كار بردن چشم در روشنايى است و اين افراد يا فاقد چنين حاسه و يا فاقد شرط (نور) به كار بردن آن بودند، يعنى يا كور بودند و يا بينا ولى در فضاى تاريك.
هم چنين است معارف الهى و شناخت خدا و صفات جلال و جمال او. و به طور كلى درك مسائل ماوراى طبيعت براى خود حس خاصى به نام عقل و برهان لازم دارد و نمى توان از بكار بردنحس، و دورى از عقل و خرد از آن بهره گرفت.
ما اگر بخواهيم از اين مَثل نتيجه بگيريم بايد همان را نتيجه بگيريم كه خود مولوى نيز آن را نتيجه گرفته است آن جا كه مى گويد:
[١] كيان: ش ٢٨، ص ٢٨.