مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨٠
نسل در هوا جهيده باشند چه عاملى آن ها را به انجام مجدد اين كوشش هاى بيهوده، وامى داشت.
پيروان اين فرضيه از ياد مى برند كه اگر اجداد «زرافه»، بر اثر كوشش گاهى مى توانستند به كوچك تهرين شاخه ها برسند، بچه هاى آنان كه نمى توانستند خود را تا اين حد، بلند كنند، بايستى احياناً نابود شده باشند[١] و همه جاى اين فرضيه را ابهام پوشيده است.[٢]
فرضيه «لامارك» بر پايه وراثت صفات اكتسابى است و هرگاه اين اصل بى اساس گردد، تمام كاخ موهوم فرضيه فرو مى ريزد، زيرا مى بايد مثلا درباره «مرغابى»، چنين گويد: كه پرده پايى كه به وسيله اجداد، در دوره زندگى فردى بدست آمده، قسمتى از آن به فرزندان منتقل مى شود و جوجگان، اين پرده موروثى را در طول زمان، به وسيله پرورش و تعاقب نسل، به صورت كامل تر درآوردند.
ولى اعتقاد به انتقال صفات اكتسابى به اخلاف، يكى از پندارهاى بى اساس است كه صدها تجربه و ده ها دانشمند بر خلاف آن گواهى داده اند،و در زمان «لامارك» ممكن بود كه فرضيه او را درباره وراثت صفات اكتسابى پذيرفت. ولى امروز ما مى دانيم كه صفات موروثى به وسيله «ملكول ها»ى شيميايى يا «ژن»ها كه در «كروموزوم»هاى هسته، جاى دارند، منتقل مى شوند، و در هر هسته چندين هزار «ملكول» شيميايى وجود دارد، بعضى از آن ها به رنگ پوست و بعض ديگر به رنگ
[١] مگر اين كه اجداد به داد فرزندان رسيده و غذايى را كه از هوا به دست مى آوردند به فرزندان خود داده باشند.
[٢] . بنياد انواع، صفحه ٥٦.