مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٢
درست مانند مفهوم «فوق» و «تحت» است كه در واقعيت آن نوعى نسبت به ديگرى وجود دارد، مثلا طبقه ى دوم در يك ساختمان چند طبقه، نسبت به طبقه ى زيرين، فوق و نسبت به طبقه ى بالاتر، تحت ناميده مى شود، و لذا در فلسفه ى اسلامى، اين نوع مفاهيم را مفاهيم نسبى (ذات الاضافه) مى نامند كه در واقعيتِ آن، نوعى نسبت به غير نهفته است.
در واقعيت آزادى نيز عين اين اضافه و نسبت، نهفته است، زيرا جوينده ى آزادى، از چيزى گريزان است و به چيز ديگرى پناه مى برد. مثلا فرض كنيد انسانى را براى پرداخت جريمه هاى بى جهت مجبور مى كنند، او پيوسته جوياى فرار از اين زندگى پر فشار، به سوى زندگى دور از الزام و اختناق مى باشد، و در اصطلاح به بخش نخست (آزادى از چيزى) آزادى سلبى و به بخش دوم (انتقال به چيزى) آزادى ايجابى مى نامند.
بنابراين، در هر آزادى بايد دو طرف ملاحظه شود، مثلا اگر انسانى از چيزى بگريزد، ولى نداند كه دنبال چه چيزى است، در اين جا حقيقت آزادى جزء سلبى را دارا است ولى فاقد جنبه ى ايجابى است. هم چنين هرگاه به دنبال حالت جديد دوم باشد، بدون اين كه در آن نسبت به حالت نخست نفرتى داشته باشد، در اين مورد واقعيتِ آزادى، فقد جزء سلبى است.