مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩٣
اعتراض داشته اند و در هر زمان جبهه مخالف يا اپوزيسيون را تشكيل مى دادند، به خاطر مساعد نبودن شرايط، كمتر در خصوصيات و ويژگى هاهى حكومت اسلامى سخن گفته اند، از اين جهت حكومت اسلامى براى برخى از مردم در هاله اى از ابهام باقى مانده است و نوع مردم از شنيدن نام «حكومت اسلامى»، جز شيوه حكومت خودكامه اى كه امروز در برخى از كشورها به نام اسلام حكومت مى كنند، چيزى درك نمى كند. و اغلب حكومت هايى كه در طول تاريخ با نام اسلام تشكيل شده، حكومت سلاطين و اميران خودكامه بوده و نمى تواند بيان كننده الگوى حكومتى اسلامى باشد.
حكومت اسلامى، از ابعاد گوناگونى برخوردار است ما از ميان ابعاد مختلف آن، فقط پيرامون موضوع خاصى بحث مى كنيم و آن اين است كه:
در حكومت اسلامى سرچشمه قدرت كجا است، و قدرت در دست كيست؟ و چه كسى بايد اعضاى دولت را تعيين كند.
آيا در حكومت اسلامى قدرت در دست فرد است، فردى كه در سايه قدرت شمشير و آتش توپخانه قدرت را در دست بگيرد؟
آيا در دست اشراف و برگزيدگان و به اصطلاح غربى «اريستوكرات»ها است، كه تفسير آن گذشت.
يا در دست ثروتمندان است يعنى گروهى كه به خاطر داشتن ثروت، به قدرت مى رسند و زمام امور را در دست مى گيرند؟
و يا اين كه هيچ كدام از اين ها نيست، بلكه در صورتى كه پيشوا و حاكمى از جانب خدا براى اداره امور منصوب نگردد، قدرت در دست مردم است و حكومتى رسميت دارد كه برگزيده مردم و يا مورد پذيرش آنان باشد و در غير اين صورت،