مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٢
را زيربنا و آن ديگرى را روبنا تلقى مى كند بلكه پيوند و ارتباط اين ها را با يكديگر تصديق مى نمايد و مى فرمايد:
(انّ الانسان ليطغى * أن راه استغنى).[١]
«انسان چون خود را بى نياز احساس كند، سركشى مى كند».
به حكم اين آيه، احساس بى نيازى مايه طغيان فكرى و عملى مى گردد.
قرآن در آياتى يادآور مى شود كه مرتفين و ثروتمندان سركش و نافرمان، سد راه پيشرفت پيامبران بودند، و پيوسته با آنان به مخالفت بر مى خاستند، برعكس فقيران و تهى دستان، كه پشتيبان رجال وحى و آموزگاران الهى بودند.
اين طملب نه از اين نظر است كه غنا و ثروت با ماديگرى فلسفى و اخلاقى ملازم است. و يا فقر و نياز، خداگرايى را پرورش مى دهد. و اين نهاد اقتصادى است كه دو نوع طرز تفكر و دو نوع روش ايجاد مى كند.
نه، بلكه علت ديگرى دارد. و آن اين كه در هر دو گروه زمينه خداگرايى موجود است و فطرت پاك، هر دو گروه را به خداجويى دعوت مى كند، امّا در برابر گرايش گروه فئودال و يا سرمايه دار به دين، مانعى وجود دارد و آن اين است كه خداپرستى را مزاحم انباشتن ثروت و منافع مادى خود مى دانند در حالى كه در گروه ديگر نه تنها چنين مانعى موجود نيست، بلكه زمينه گرايش در آن ها شديدتر است، زيرا مى داند كه در سايه گرايش هاى دينى، وضع زندگى آنان بهتر خواهد شد.
ولى در عين حال اين قانون كليت ندارد، چه بسا، ثروتمندانى بودند كه ثروت آنان مانعن از گرايش آنان نگرديد و ثروت خود را در راه آرمان خود مصرف
[١] سوره علق، آيه هاى ٦ ـ ٧.