مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٢
وابستگى هاى همه جانبه به نام حاكم و پادشاه اسلام، بر ما حكومت كنند؟ زمامدارانى كه بويى از انسانيت و اسلام به مشام آنان نرسيده بود؟!
آرى علت اين كه آرزوى ما جامه عمل نمى پوشيد; اين بود كه ما مسلمانان خواهان استقلال و آزادى و برقرارى حكومت اسلامى، بدون دادن قربانى، و بدون بذل جان و مال بوديم، و پيوسته مى خواستيم كه خدا بدون قيد و شرط ما را كمك كند. هر چند ما در اين راه قربانى ندهيم. در صورتى كه كمك خدا به ما مشروط اين است كه ما نيز دين او را يارى كنيم چنان كه مى فرمايد:
(يا ايّها الّذين آمنوا ان تنصروا الله ينصركم و ثبّت اقدامكم).[١]
«اى مؤمنان اگر (دين) خدا را يارى كنيد، خداوند شما را يارى مى كند و گام هاى شما را استوار مى فرمايد».
خدا به آن گروه وعده سيادت و حكومت داده است كه در پرتو ايمان به خدا داراى عمل صالح باشند، معبودى جز خدا نداشته باشند (مقام و منصب، پول و ثروت، ارضاى ديگر غرايز انسانى، براى آنان معبود مقدس نباشد) چنان كه مى فرمايد:
(وعد الله الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الارض كما استخلف الّذين من قبلهم).[٢]
«خداوند به گروه با ايمان كه عمل صالح و نيك دارند، وعده داده است كه آنان را جانشين در روى زمين قرار دهد (و حكومت و قدرت سياسى را در اختيار آنان بگذارد) هم چنان كه به پيشينيان اين وعده را داده است».
[١] محمد / ٧.
[٢] . نور / ٥٤.