مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
اليهم انبياءه، ليستأدوهم ميثاق فطرته، ويذكّروهم منسىّ نعمته، ويحتجّوا عليهم بالتبليغ،و يُثيروا لهم دفائن العقول».
«از ميان فرزندان او پيامبرانى برگزيد و پيمان وحى را از آنان گرفت، و از آن ها خواست كه امانت رسالتش را به مردم برسانند در زمانى كه اكثر مردم پيمان خدا را ناديده گرفته بودند و حق او را نمى شناختند، و همتايان و شريكانى براى او قرار داده بودند، و شياطين آن ها را از معرفت خدا باز داشته، و از عبادت و اطاعتش آن ها را جدا نموده بودند. پيامبرانش را در ميان آن ها مبعوث ساخت، و پى در پى رسولان خود را به سوى آنان فرستاد تا پيمان فطرت را از آنان مطالبه نمايند و نعمت هاى فراموش شده را به ياد آن ها آورند و با ابلاغ دستورات خدا حجت براى آن ها تمام كنند، گنج هاى پنهان عقل ها را آشكار سازند».
امير مؤمنان پيامبران را پيش از آن كه معلمان بشر معرفى كند، آن ها را ياد آوران فطرت، و تذكر دهندگان نعمت هاى فراموش شده مى داند، زيرا آنان كمالات نهادينه ى انسان را به فعليت رسانيده، و گنج هاى پنهان خردها را آشكار مى سازند.
يعنى در سايه مبارزه با طاغوت ها و رفع موانع، شرايط را براى بروز كمالات فطرى، و ارزش هاى نهادى فراهم م يسازند، و در نتيجه انسان، به نهاد خود بازگشت نموده و آن چه دست آفرينش به قلم تكوين در لوح وجود او نوشته است، خود را نشان مى دهد.
بنابراين مسأله ى آزادى ملت ها در فراهم شدن شرايط تكامل خلاصه مى شود تا هر فرد به كمال واقعى خود برسد و مسلّماً نظامات استبدادى با چنين ايده اى در تضادند، حاكم مستبد جز سلطه و تحميل تمايلات خود، چيز ديگرى نمى طلبد و چه بسا شكوفايى استعدادها و كمال جامعه را براى خود خطر