مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤٠
حكومت در اسلام، پس از درگذشت رسول خدا، نيز چنين بوده است.
براى روشن شدن اين طرح، نكاتى را يادآور مى شويم.
اوّلا دلايل عقلى و نقلى به روشنى گواهى مى دهند كه سيستم حكومت از نظر وحى الهى، شورايى نيست بلكه اساس آن را حكومت الهى و تنصيص تشكيل مى دهد.
اصولا مصالح اسلامى و بارور گرديدن انقلاب الهى پيامبر(صلى الله عليه وآله) ايجاب مى كرد كه تا مدتى، امام معصومى زمام امور را به دست گيرد، و جامعه را هدايت كند.
اين نويسندگان با آيات مشاوره بر مدعاى خود استدلال مى كنند، در صورتى كه آن آيات بر فرض اين كه مربوط به مشاوره در انتخاب حاكم باشد[١] در زمينه اى سخن مى گويد كه براى مشاوره موضوعى باشد و آن در صورتى است كه تكليف مردم روشن نگشته و از جانب خداوند، براى جامعه پيشوايى معين نشده باشد.
ثانياً هرگاه مقصود از مشاوره، مراجعه به افكار عمومى باشد، و اين كه بايد جامعه پساز شور و مشورت، انديشه و تدبير، طبق معيارها و ضوابط اسلامى فرد صالحى را براى حكومت انتخاب كند، اين همان طرحى است كه دلايل آن را در گذشته يادآور شديم و بايد نام آن را «همه پرسى» نهاد نه «نظام شورايى» و اين طرح در صورتى كارساز است كه از جانب خدا فردى براى حكومت تعيين نشود.
و اگر مقصود از آن اين است كه انتخاب دولت پس از رحلت پيامبر در
[١] در كتاب «پيشوايى از نظر اسلام» به روشنى ثابت شده است كه اين آيات مربوط به مشاوره در انتخاب حاكم نيست، به صفحات ١٨٨ ـ ١٩٢ مراجعه فرماييد.