مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٤
كردند و به جبهه جنگ، نيرو فرستادند.
چيزى كه براى شركت كنندگان در اين نبرد مطرح نبود، مسأله رشد دستگاه هاى توليدى و كشمكش هاى طبقاتى بود، بلكه در اين راه كشورهايى مانند: عراق، عربستان سعودى و ليبى، يك رشته خسارات مالى و جانى را متحمل شدند و قوم گرايى را بر تمام شئون اقتصادى ترجيح دادند.
بنابراين، از مسائل مربوط به مليت، مانند قوم گرايى، نژاد پرستى در انقلاب ها و در ساختن تاريخ نبايد غفلت كرد، هر چند اين عوامل گاهى نتيجه مثبت و گاهى نتايج منفى دارد.
اصولا دولت اسرائيل، يك دولت نژاد پرست است كه روى اين اصل، تشكيل شده و انقلاب هاى به وجود آورده است و چه خسارات عظيمى را در حفظ اين اصل منحطّ متحمل گرديده است.
اگر ما نژاد پرستى و قوم گرايى را نيروى محرك تاريخ مى دانيم، نه از اين نظر است كه آن را به صورت «عامل واحد» براى پى ريزى تمدن هاى بشرى و فرهنگ و تمدّن تلقى مى كنيم، بلكه آن را يكى از عوامل سازنده تاريخ مى دانيم.
طرفداران عامل نژادى مى گويند از ابتداى زندگى تا عصر حاضر تنها نژاد، عامل نيرومند و اصيل و سرچشمه همه جلوه هاى زندگى در جوامع انسانى بوده است و تاريخ سلسله پيوسته اى از جلوه هاى مبارزه ميان نژادهايى است كه به خاطر بقاى خويش درگير پيكار زندگى بوده اند و در اين مبارزه، پيروى به نام نژادهاى نيرومند نوشته شده و ملت هاى ضعيف محو و نابود شده اند.
آنان همه چيز را در نژاد خلاصه كرده اند و از ابعاد ديگر روح انسان كه خارج از دايره نژاد، هست، غافل و روى گردان مى باشند.