مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٢
جامعه و تاريخ و علت تامّه تشخّص جامعه ها و تمدن ها مى دانند. غرض از عامل جغرافيايى كه مورد ادعاى طرفداران اين نظريه است، عبارت است از آن همه شرايط كيهانى كه مستقل از فعاليت هاى انسان وجود دارد، و تغييرات موجود در اين شرايط، ناشى از روابط ذاتى خود اين عوامل است مانند آب و هوا، حرارت، تغييرات فصلى و جريان هاى زيرزمينى، جريان رودها و درياها تا آن حد كه مستقل از دخالت انسان وجود دارند.
اين گروه معتقد است كه اين عوامل، تأثير قاطع و تعيين كننده اى در سرنوشت تمدن ها و پيدايش تاريخ و چگونگى رفتار خود آدمى و سازمان هاى اجتماعى و فعاليت هاى انسانى دارند.[١]
«ابن خلدون» مورّخ و بنيانگذار علم جامعه شناسى در جهان، روى اين عامل تكيه كرده و تضاد اقليمى را در منطقه شهرى و عشايرى عامل محرك تاريخ و تشكيل دوران هاى خاص دانسته است.
شكى نيست كه جغرافيا و عوامل طبيعى كه انسان را احاطه كرده در زندگى انسان نيازهاى ويژه اى به وجود مى آورد و در نتيجه مايه پيدايش افكار جديد، و برنامه ها و سازمان ها و فعاليت هاى مناسب مى گردد.
گروهى كه در نقاط سردسير زندگى مى كنند، براى رفع نياز خويش ناچارند تدابير ويژه اى بينديشند، و گروهى كه در نقاط گرمسير به سر مى برند، براى رفع نياز خويش بايد به گونه ديگر بينديشند.
گروهى كه در لب دريا زندگى مى كنند، براى مهار كردن آب و شكار ماهى به
[١] علم تحولات جامعه، ص ٣٣.