مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
مسأله ى مرتدّ، نمونه اى از اين كارهاى براندازانه است، هرگاه فردى، در عقيده ى دينى خود، متزلزل گردد، يا آن را نپذيرد، در اين مورد مشكلى براى او پيش نمى آيد، تنها چيزيكه هست، افراد آشنا با اين فرد، بايد سعى كنند كه شبهات و مشكلات او را حل كنند، هر چند بحث و گفتگو به طول انجامد، و اگر هم قانع نشد، تا وقتى كه در دادگاه، ارتداد او ثابت نشود، كيفر و پيگردى براى او نيست.
ولى هر گاه او گام از اين فراتر نهد و با افراد و يا در مجامع عمومى از بازگشت خود از اسلام و گرايش به آيين ديگر سخن بگويد، به طور مسلّم، نظام در بابر آن ساكت نخواهد بود، زيرا چنين عملى، مايه ى ايجاد فتنه و اغتشاش در جامعه ى اسلامى مى گردد و چه بسا، پيروانى هم پيدا كند، و قهراً كار به درگيرى و فتنه مى انجامد. آيا صحيح است، نظام در برابر چنين فردى كه نتيجه ى كارش، درگيرى ها و فتنه ها و چه بسا خونريزى هاى بسيار باشد، ساكت بنشيند؟
مسأله ى بابيگرى و بهايى گرى كه در قرن سيزدهم از سال هاى ١٢٦٠ آغاز شد، در اثر ارتداد فردى بود كه با بيان و ترفندهاى خاص خود، گروهى را فريب داد و جنگ ها و خونريزى هايى پديد آورد كه هنوز هم جامعه ى اسلامى با مشكلات آن، دست به گريبان است.
يكى از ترفندهاى دشمنان در صدر اسلام اين بود كه به عوامل خود مى گفتند: شما بامدادان تظاهر به اسلام كنيد، و شامگاهان،از اسلام بازگرديد وبا اين عمل، شك و ترديد را در دل ديگر مسلمانان پديد آوريد. قرآن مى فرمايد:
(و قالت طائفة من أهل الكتاب آمنوا بالّذى انزل على الّذين آمنوا وجه النّهار