مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٤
به اسلام را مشروط به اين مى كردند كه فقيران و مستضعفان را از پيرامون خود پراكنده سازد. از اين جهت، خداوند به پيامبر دستور داده كه نبايد به درخواست چند مستكبر، اين گروه را كه پيشرفت آيين بر دوش آنان است، از اطراف خود پراكنده سازد.[١]
بررسى صفحات تاريخ، ما را با دو گروه از انسان ها آشنا مى سازد:
١. گروهى كه اسير منافع مادى بوده و آن چنان منحط و كوتاه فكر بوده اند كه جز تأمين خواسته هاى نفسانى خود، چيزى در سر نمى پرورانده اند.
٢. گروهى حق جو و آرمان خواه، پرخاشگر و آزاد از فشارمحيط و فشار طبيعت، كه همّت شان عمدتاً مصروف احياى ارزش هاى انسانى و اصول اخلاقى و ارتقاى مقام معنوى بشر بوده است.
اگر در زندگى گروه نخستين، محرك عمده تاريخ، دستيابى به رفاه مادى بشر بوده است، محرك گروه دوم را، احياى جامعه و آزاد سازى آن از خوى حيوانى و تعلقات مادى و توجه به ارزش هاى والاى تشكيل مى داده است.
اين جاست كه بايد نقش پيامبران و اولياى الهى را در ساختن تاريخ، با دقت بيشتر و افق ديد وسيع ترى مطالعه كرد. رجال الهى در پيدايش نهضت هاى عميق اصلاحى تاريخ، نقشى برجسته و انكارناپذير داشته، و برنامه الهى آنان، كه از طريق وحى به ايشان مى رسيد، بزرگ ترين سرمايه نهضت و انقلاب بوده است.
[١] (ولا تطرد الّذين يدعون ربّهم بالغداوة و العشى يريدون وجهه) (انعام: ٥٢): آن گروه از افراد را كه صبح و عصر خداى خود را مى خوانند، و در پى رضاى او هستند از اطراف خود طرف مكن... .