مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١
ما قبل از آن كه به تبيين فلسفه ى حكم مرتد بپردازيم، نكاتى را يادآور مى شويم:
١. شكى نيست كه در آيين اسلام، آزادى هاى فردى و ا جتماعى بيش از آن است كه در اين برگ بازگو شود. مطالعه ى يك دوره فقه نمايانگر آزادى هاى فزون از حدّ انسان در زندگى است، البته مشروط به آن كه به سعادت او لطمه اى وارد نكند يا حقوق ديگران را پايمال نسازد.
٢. عقيده و مذهب چيزى نيست كه با زور و فشار پديد آيد، زيرا بايد بين تسليم ظاهرى و تسليم باطنى فرق نهاد. تسليم ظاهرى با جبر و زور صورت مى پذيرد و دشمن خونى در مقابل دشمن خود، سر فرود مى آورد، ولى دين، تسليم قلبى است، و تسليم قلبى براى خود مبادى و مقدّماتى دارد. تا آن مبادى فراهم نشود، تسليم باطنى تحقق نمى پذيرد. حتى شما با دادن ميلياردها دلار به يك فرد، نمى توانيد از او بخواهيد كه در دل شب معتقد شود كه اكنون روز روشن است و بالعكس. و آيه ى مباركه ى (لا اكره فى الدين)[١] ناظر به همين است. يعنى دين، اكراه پذير نيست، و بايد از طريق تبليغ و ترويج و روشنگرى مردم را به آيين حق دعوت كرد تا با آگاهى كامل به آن دل ببندند.
٣. تفتيش عقايد در اسلام ممنوع است، و لذا هر فردى شهادتين را بر زبان جارى كند، جزيى از جامعى اسلامى مى گردد. ديگر در اين فكر نبايد بود كه او حقيقتاً نيز به اسلام روى آورده است يا نه؟
٤. ابزار مهم براى پيشرفت اسلام، كتاب آسمانى و گفتارهاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و
[١] سوره ى بقره، آيه ى ٢٥٦.