مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١٩
على(عليه السلام) امام و رهبر مسلمانان و بزرگ ترين حاكم امت اسلامى بر استقلال قاضى جامعه عمل پوشانيد، تا جايى كه در اثر اين رفتار اسلامى، قاضى را از محاكمه حاكممسلمانان با يكى از رعيت ها در يك محكمه متمكن ساخت. نمونه عملى آن، قضيه يهودى با امام على(عليه السلام) است. مورخان مى نويسند على(عليه السلام) زره جنگى خود را پيش يك مرد يهودى يافت او را به نزد شريح كه قاضى خود او بود، آورد، تا مثل يك فرد عادى به محاكمه بپردازد، على(عليه السلام) به قاضى خود گفت: اين زره مال من است و من آن را نه به كسى فروخته ام و نه هبه كرده ام. «شريح» از مرد يهودى پرسيد: درباره آن چه كه على مى گويد چه مى گويى؟ يهودى گفت: اين زره مال من است و البته اميرمؤمنان هم پيش من دروغگو نيست.
شريح از على(عليه السلام) پرسيد كه آيا شاهد دارى؟ على(عليه السلام) گفت: نه، اين بود كه قاضى به نفع مرد يهودى رأى داد و او زره را برداشت و به راه افتاد. على(عليه السلام) به او همچنان مى نگريست.
ولى مرد يهودى چند گامى پيش نرفته بود كه برگشت و گفت تصديق مى كنم كه اين گونه داورى، داورىِ پيامبران است،... اميرمؤمنان مرا پيش قاضى خود مى برد تا محاكمه شويم و قاضى هم عليه وى حكم صادر مى كند. من شهادت مى دهم كه خدايى جز پروردگار جهان نيست و حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) پيامبر و بنده او است. به خدا اين زره، مال تو است اى اميرمؤمنان! من موقعى كه شما از جنگ صفين بر مى گشتيد، پشت سر سپاه شما آمدم و آن را از روى شتر شما برداشتم. على(عليه السلام)فرمود: اكنون كه تو اسلام آوردى من آن را به تو بخشيدم.[١]
[١] بحارالانوار، ج ٤١، ص ٥٦ ـ ٥٧; با كمى تفاوت «الامام على(عليه السلام) صوت العدالة الانسانية» بخش: على و حقوق الانسان، ج١، ص ٨٧ و ٨ ٨٨، جورج جرداق.