مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
مسأله تعدد قرائت از دين از نتايج نظريه «هايدگر» و «گادامر» است و اين نظريه دست هر انسانى را در تفسير دين بازگذارده و يادآور مى شود كه قرائت هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد، در حالى كه با توجه به اصولى كه در بخش نخست يادآور شديم، دين يك قرائت بيش ندارد و اگر اختلافى در فتاوا و احكام و عقايد وجود دارد منشأ آن اختلاف قرائت نيست بلكه عللى ديگرى داردكه ذيلا به آن اشاره مى كنيم.
اوّلا: علما و دانشمندان اسلامى در تفسير بسيارى از آيات مربوط به عقايد و احكام وحدت نظر دارند.
ثانياً: قسمتى از نظريه هاى مخلتف مكمل يكديگرند، بسان گل كه فيزيكدان و شيمى دان و متكلم آن را مورد مطالعه قرار مى دهند و هر يك به وصف آن مى پردازند، فيزيكدان از طريق قوانين حاكم بر ظاهر پديده، و شيميدان از ديدگاه آثار درونى آن، و متكلم از وجود نظام واحد بر كل، در حالى كه در اين جا سه وصف داريم و هر سه وصف مكمل يكديگرند.
آن جا كه در برداشت ها از آيه و روايت اختلاف احساس مى كنيم مربوط به تعدد قرائت نيست بلكه معلول رعايت نكردن قواعد تفسير است مانند:
١. عدم رعايت قوانين زبان شناختى.
٢. غفلت از ناسخ و منسوخ.
٣. جزء نگرى در روش تفسيرى.
٤. به كارگيرى عقل در قلمروهايى كه راه به آن ندارد.
٥. اختلاف در اعتبار سند.
٦. اختلاف در مصداق آيه و حديث.