مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
گفت آن چه در نزد ماست ـ ولو به صورت نسبى ـ همان است كه در خارج است.
كانت در اين نظريه، شك پيرهونى را احيا كرده زيرا وى عينيت هاى خارجى را نفى نمى كرد ولى م يگفت ممكن است اشياى خارجى به گونه اى باشند و ما اين ها را به گونه ديگر درك كنيم، چيزى كه هست پيرهون نظريه خود را به صورت شك و ترديد مطرح م يكرد، ولى كانت به صورت جزمى و قطعى.
البته نظام فلسفى «كانت» عاجز از آن است كه شىء فى نفسه را اثبات كند و در نتيجه به ايدئاليسم كشيده مى شود. هم چنان كه ايدئاليست هاى بعد از كانت نظير فيشته و هگل به كانت اشكال كرده اند و گفت اند كه نتيجه نظام فلسفى كانت ايدئاليسم است نه رئاليسم. فيشته مى گويد: كانت به شىء فى نفسه اعتقاد دارد يعنى حكم مى كند كه شىء نفى نفسه وجود دارد ولى آن را غير قابل شناخت مى داند، كه همين قضيه تناقض است زيرا كه حكم به وجود داشتن شىء فى نفسه نوعى شناخت از شىء فى نفسه است.