مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٦
انديشيد:
١. وجود خدا، ٢. صفات جمال و جلال او، ٣. اعزام پيامبران، ٤. دعوت به توحيد و يكتاپرستى، ٥. دعوت به حيات مجدد پس از دنيا، ٦. مبارزه با ظلم و ستم، ٧. دعوت به مكارم اخلاق و نهى از منكرات، ٨. واجبات فردى و اجتماعى، ٩. منهيات و محرمات فردى و اجتماعى، ١٠. خاتميت شريعت اسلام و ده ها آموزه هاى ديگر.
آيا صحيح است كه بگوييم اين احكام و آموزه ها بازتاب تنوع انواع انسان و طبايع و صورت هاى مختلف انديشه هستند، يا بگوييم آن ها آگاهى مختلف از يك واقعيت نامحدود و متعالى است كه به صورت هاى كاملا متفاوت توسط اذهان بشرى ادراك گرديد و از اين طريق تواريخ مختلف و فرهنگ هاى گوناگون تأثير پذيرفته و به صورت گزاره هايى درآمده اند.
«جان هيك» به خاطر دورى از تعاليم اسلام و قطعيات و متواترات اين مذهب، همه مذاهب را به يك چوب رانده است. او اگر درباره آيين كليسا يا آيين هاى رايج در شرق آسيا مانند آيين برهمن و بودا و هندو سخن مى گويد، قابل بررسى است نه درباره اسلام كه مجموع آموزه هاى آن بر قطعيات و ظنيات تقسيم مى شود و هرگز تاريخ بر روى قطعيات آن اثر نگذاشته است.
٧. شگفت اين جا است كه اين محقق مسيحى كه از مسيحيت نيز به دور افتاده است، در يك اتاق دربسته درباره مجموع مذاهب آسمانى سخن مى گويد بدون آن كه نظريه خود را بر سخنان پيام آوران عرضه كند، و رأى خود را براى آنان قرائت كند تا روشن شود كه آنان با اين نظر موافقند يا مخالف؟
پيامبران آسمانى آموزه هاى خود را در تمام زمينه ها به وحى نسبت مى دهند