مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣٧
يكى از سه راه زير صورت گيرد:
١. در وهله اوّل ممكناست جغرافيايى باشد. سلسله كوه ها مى توانند دره ها را از هم جدا كنند و براى بعضى از موجودات زنده موانعى غير قابل عبور پديد آورند.
يكياز موارد بسيار واضح، جدايى جزيره است، بال بسيارى از حشراتى كه در جزائر زندگى مى كنند، كوچك يا تقريباً ناپايدار است. «مارمولك» معمولى در جزائر «ماله» در هر جزيره اى وضع ساختمانى مخصوص پيدا كرده است.
غارهايى كه موجودات زنده بر اثر واكنش وظائف الاعضائى خود (ميل به تاريكى و رطوبت) در آنها مسكن گزيده اند، هر كدام حيوانات مخصوص دارند.
٢. جدايى ممكن است مربوط به خوى و اخلاق باشد ممكن است افراد، به علت اختلاف مسكن و اخلاق و دوره توليد خود، نتوانند با هم جفت گيرى كنند.
اختلاف در زمان و مكان و توليد مثل، موجد جدايى مطلق مى باشد، مانند آن كه «قورباغه سبز» از اول تا ٢٠ مه (ارديبهشت) تخم مى گذارد، در صورتى كه نوع ديگر «قورباغه» در پايان ماه جفت گيرى مى كند و در ژوئن (خرداد) تخم مى ريزد.
٣. جدايى ممكن است تناسلى باشد. ممكن است جاذبه جنسى ميان نوع و «جهش» وجود نداشته باشد. در مواردى ديگر يك «جهش» جديد با تغيير دستگاه تناسلى مى تواند نژادى را كه قبلا وجود داشته از نوع خود جدا كند، حتى هنگامى كه امكان جفت گيرى هست پاره اى از «جهش»ها تعادل «كروموزوم» را بر هم مى زنند. يا مانع بالا روى مى شوند و يا نسل دو رگه را كه پديد مى آيد، عقيم مى كنند (مانند قاطر).
خلاصه چون غاب جهش ها از بين رفتنى است و عده بسيار معدودى قابل دوام است و به علاوه عوامل مختلفى نظير جدا ماندنو غيره بايد با يكديگر جور