مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٩٩
پاره كرده و با دستگاه هاى قوى و ذره بين هاى نيرومند «سلول» را كشف و روشن كردند كه منشأ پيدايش يك موجود زنده، موجود بسيار ريزى است كه در شرايطى مخصوص تكامل پيدا مى كند و بالنتيجه به صورت گياه، حشره، حيوان و يا انسان درمى آيد.
كشف اين راز مطلب را پيچيده تر كرد و ابهام بيشتر گرديد، زيرا در آغاز تفكر هرگز قابل قبول نبود كه تمام اين خصايص و صفات و در يك موجود ريز به نام «سلول» كه بايتس به كمك ذره بين ديده شود، نهفته گردد.
حيات شناسان به اميد حل اين معما، وقت خود را به سلول شناسى گذراندند، و در پشت ميكروسكوپ ها صرف وقت كردند.
مسأله پر از مشكلات فراوان بود، از يك طرف با «سلول» سر و كار داشتند كه عضو مادى و واجد خواص فيزيكى و شيميايى بود. و از طرف ديگر با موضوع وراثت مواجه بودند و با خود مى گفتند عامل وراثت در كجاى آن و در كدام قسمت از «سلول» قرار گرفته است. مسئوليت آن را به كدام يك از اعضا آن دهيم؟ كدام يك از قعات هسته موجب مى گردد كه مثلا پسرى، بينى مادر و چشمان پدر را به ارث ببرد و فلان كيفيت را از اجداد خويش اخذ كند؟[١]
سرانجام كاوش هاى علمى دانشمندان پرده از اين راز نيز برداشت، در تقسيم «سلول» به قسمت هاى مختلف آن برخوردند. از آن جمله، هسته اى بيضى شكل، كه در موقع تقسيم «سلول» قطعات كوچكى در آن پيدا مى شود، و نام اين قطعات ريز «كروموزوم» است. دامنه تحقيقات هم چنان توسعه يافت و بسيارى از
[١] تاريخ علوم، صفحه ٧٠٧.