مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٩
گمراهى بدانيم منافات با هدايتگر بودن خدا دراد، بلكه به معنى غلبه شيطان بر خدا و ناكام ماندن پيامبران خداست، هادى بودن خدا در صورتى معنى صحيح پيدا مى كند كه اكثريت بنى آدم را بر حق و درست انديش و درستكار بدانيم».
يادآور مى شويم مستدل تفسير دوم از «پلوراليزم» (نجات و رستگارى پيروان تمام شرايع) را برگزيده ولى ميان هدايت تكوينى و هدايت تشريعى فرق نگذاشته است و آن دو تا را يكى گرفته است در حالى كه خدا از دو نظر هادى است.
هدايت تكوينى جبرى كه جهان شمول است، او هر موجودى را كه مى آفريند و راه زندگى و بقا را به او مى آموزد، مكيدن پستان مادر مرهون هدايت تكوينى است و هكذا، چنان كه مى فرمايد:
(... ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى) (طه / ٥٠).
«پروردگار ما كه آفرينش هر چيزى را به او عطا كرده پس او را در ادامه حيات هدايت كرده است».
اين نوع دايت تكوينى خارج از اختيار آفريده هاست و موجود بخواهد يا نخواهد با چنين هدايتى همراه مى باشد، و در اين هدايت ميان كافر و مؤمن، مسلمان و مسيحى فرقى نيست.
در مقابل اين هدايت، هدايت تشريعى است كه با اعزام پيامبران و امامان و مانند آن ها صورت مى پذيرد اين نوع هدايت تشريعى از آن انسان مختار و مريد است و افتخار بشر در اين است كه با كمال آزادى از اين هدايت بهره مى گيرد. بنابراين هادى بودن خدا، ملازم با بهره گيرى قطعى بشر از هدايت تشريعى نيست.
بلكه كافى است خدا ابزار هدايت را در اختيار او قرار دهد، خواه انسان از آن بهره بگيرد يا نگيرد. وتاكنون ديده و شنيده نشده است كه هدايت تشريعى جهانگير