مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦١
عمل كنند، جوانان و نويسندگان امروزى هنگامى كه خواسته اند نظريه اسلام را مثلا در زمينه تطور و تكامل بدانند، به نوشته افرادى مانند «شيخ محمد مردوخ» كردستانى در كتاب «رموز آفرينش» استناد جسته و آن را نظريه دانشمندان اسلامى! درباره تطور جانداران دانسته اند. ملاحظه بفرماييد آقاى مردوخ چنين نوشته اند:
«ابتدا ما تنومند و بلند قد و مهيب و داراى پنجه ها و ناخن هاى دراز و پشت و موى ژوليده بوديم. در راه رفتن هم دست را زمين مى گذاشتيم و كمتر مى توانستيم سر پا راه برويم. استخوان آخر فقرات ما دليل اين است كه دم داشته ايم كه به مرور دهور بالاخره استخوان آن در زير پوست پنهان گرديد كه حالا بى دم محسوب مى شويم»!![١]
آرى در سايه غفلت دانشمندان ما، عده اى، به اظهار نظر پرداخته اند، و نويسندگان جوان هم نوشته هاى بى پايه آن ها را نظريات دانشمندان اسلامى! دانسته اند.
به جرأت مى توان گفت: از روزى كه تئورى «داروين» در كشورهاى اسلامى منتشر شده، از طرف علماى اسلامى كتاب مستدل و مستقلى در اين زمينه منتشر نشده است. بلكه فقط در كتاب «فيلسوف نماها» از استاد «ناصر مكارم» و در «قصص قرآن» ـ از دانشمند محترم آقاى «صدر بلاغى» بحث هايى به تناسب موضوع آمده است.
در اين ميان تنها، مرحوم «شيخ محدرضا اصفهانى» (١٢٨٦ ـ ١٣٦٢ ق)
[١] عقايد «داروين» و «دانش ژنتيك» صحيح از «نصر الله باب الحوائجى» چاپ تهران، صفحه ٢٠ بحث نظريه اسلام.