مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠
كمتر موضوعى مانند «آزادى» مورد توجه و تحليل محققان و پژوهشگران قرار گرفته و تعريفات آزادى شايد از دويست تجاوز كند[١] تا آن جا كه «ياسپرس» از متفكران معاصر بر اين باور است كه تعريف قانع كننده اى براى آزادى امكان ندارد، و تأكيد مى كند كه معنى آزادى براى هميشه دور از تصور و فهم باقى خواهد ماند.[٢]
حتى شهيد بزرگوار علامه مطهرى آزادى را از مسايل پيچيده اى معرفى مى كند كه فلاسفه و روانشناسان و علماى اخلاق از حلّ و فصل آن درمانده اند.[٣]
«فرانس روزنتال» مى گويد: «هر جا كه سنت برده دارى وجود داشت، تعريف آزادى مشكلى به بار نمى آورد. در اين شرايط، آزادى عبارت از «شأن حقوقى انسان هاى آزاد در مقابل بردگان» بود. در حقيقت چنين تعريفى از آزادى، آن قدر روشن و صريح و مورد قبول عامه بود كه كنار نهادن آن و ارايه ى مفهومى نو و گسترده، به تلاش فكرى قابل ملاحظه اى نياز داشت. تا آن جا كه ما مى دانيم يونانيان نخستين كسانى بودند كه در انجام چنين تلاشى موفق شدند و در نتيجه مفهوم آزادى را در مسيرى انداختند كه سرانجام «آزادى» به يكى از انديشه هاى تعيين كننده ى روند تاريخ جهان تبديل شد. با نگاهى به گذشته احتمالا مى توان گفت كه: مفهوم آزادى مهم ترين عامل (حركت) تاريخ در سراسر جهان بوده است».
«دين سان آزادى در جريان تاريخ، خود را از قيد و بند تعريف رهانيده است و به يكى از مفاهيم انتزاعى مهم و پر توانى تبديل شده كه هيچ مابه ازاى خارجى و
[١] چهار مقاله درباره آزادى، ص ٢٣٦.
[٢] . انديشه هستى، ص ٩٣; پديدارشناسى، ص ١٧٣.
[٣] . اصول فلسفه و روش رئاليسم: ٣ / ٤٦٤.