مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠١
اقتصاد، مناسبات اقتصادى را دگرگون مى سازد، از اين جهت تمام مناسبات اجتماعى و اخلاقى و نهادهاى قضايى و دينى دستخوش تزلزل و دگرگونى است.
گروهى كه مصالح آن ها وابسته به اقتصاد كهن است و دگرگونى را به ضرر خود مى بيند، كوشش مى كند كه وضع را به همان حال نگاهدارد، اين همان «تز» و نيروى اثباتى است.
امّا قشر نوخاسته كه در كنار رشد ابزار توليد قرار گرفته اند، و منافع خود را در دگرگونى روابط اقتصادى و برقرارى نظام جديد تشخيص مى دهند، كوشش مى نمايد كه شئون اقتصادى را با ابزار تكامل يافته، هماهنگ سازند و اين همان «آنتى تز» است.
در اين كشمكش و پيروزى نيروى نفى بر نيروى اثبات، رابطه اقتصادى جديدى كه با پيشرفت ابزار توليد سازگار است، پديد مى آيد. و در نتيجه تاريخ بشر از مناسبات اجتماعى و نهادهاى اخلاقى و دينى دگرگون مى گردد و مجموع اين تحول در روابط اقتصادى و اجتماعى همان «سنتز» است كه از ميان اضداد عبور مى كند و خود را نشان مى دهد.
***
ما در تشريح نظريه ماركس بسيار كوشيديم ولى يادآور مى شويم كه بسيارى از نظريات او سست و بى پايه است، آن چه فعلا براى ما مهم است، اين است كه طرفداران مكتب ماركس را از مركب غرور «تك عاملى» پايين بياوريم و ثابت كنيم كه هرگز عامل اقتصادى تنها عامل محرك تاريخ نيست، بلكه در كنار اين عامل، عوامل ديگرى در كار است كه تاريخ بشر را مى سازد. اين هدف هر چند با بحث هاى پيشين به دست آمد، ولى براى ويران كردن نظريه «تك ابزارى» ماركس،