مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٩
آن ها به نحو تام و تمام متضاد يا نافى يكديگرند.
حتى اديان خاور دور كه با يكديگر و با اديان توحيدى اختلاف بارزى دارند، هم چنان با ساير اديان وجوه اشتراك دارند، اگر چه تأكيدش بيش از اندزاه بر مميزات اديان، ممكن است منجر به مغفول ماندن اشتراكات شود كافى است كه به آن چه اديان بر آن اتفاق دارند، توجه كنيم همه آن ها نافى ناتوراليسم هستند، انديشه اى كه مى گويد: حقيقتى در اين ممتد در ابعاد زمان و مكان وجود ندارد.[١]
كثرت گرايى دينى با اين قرائت، مورد پذيرش عقل و خرد، و دين و شريعت است، قرآن مسلمانان را به زيستن مسالمت آميز با اهل كتاب زير «چتر» توحيد در پرستش دعوت مى كند و يادآور مى شود كه توحيد اصل مشترك در ميان تمام شرايع سماوى است آن جا كه مى فرمايد:
(قل يا أهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم أن لا نعبد الاّ الله و لا نشرك به شيئاً و لا يتّخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون الله فان تولّوا فقولوا شهدوا بانّا مسلمون) (آل عمران / ٦٤).
«بگو اى پيروان كتاب (هاى آسمانى) بياييد همگى اصلى را كه ميان ما و شما مشترك است بپا داريم و آن اين كه جز خدا كسى را نپرستيم و چيزى بر او شريك قرار ندهيم، اگر روى برگردانيدند بگوييد گواه باشند ما مسلمانيم (تسليم خدا هستيم)».
فقه اسلامى كه ماده خود را از كتاب و حديث مى گيرد، اهل كتاب را به رسميت شناخته و حقوق همگان را محترم شمرده است و اين چيزى نيست كه
[١] مجله كيان، شماره ٥٠، ص ٧.