مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣٦
بوجود آمد كه ناگهانى و بدون هيچ نظم و ترتيبى اعضاى مختلف (بال ها، حلقه هاى بدن، حلقه و شكل زير شكم، پشم، شكل و رنگ چشم ها) با خصوصيات وظايف الاعضاء (قد، قابليت حيات، بارورى) را تغيير داد. «مرگان» و همكاران وى با چشم خود شاهد نمو و تكامل بودند.
در اين هنگام «موتاسيونيست»ها با يك بن بست ديگرى روبرو شدند، زيرا اگر به همان اندازه كه در هنگام پرورش جانداران، «جهش» حاصل مى گردد، در طبيعت نيز «جهش» وجود دارد، پس چرا تعدد «جهش» يافته در طبيعت كم و بسيار نادر است؟
هواداران فرضيه، در اين جا فصل جديدى به روى خود باز كرده روى محاسباتى علل عدم بقاى «جهش»ها را در طبيعت چنين توضيح مى دهند:
«بايد دانست كه يكى از مهم ترين موانع «جهش»هاى طبيعى، جفت گيرى آن ها با افراد عادى و «جهش» نيافته از همان نوع است، زيرا بيشتر «جهش»ها از صفات مغلوب مى باشند و در نتيجه براثر مخلوط شدن با نوع نخستين از بين مى روند».
چند هزار «موش» سفيد (داراى «جهش» سفيدى) را در جزيره كوچك مسكونى نزديك «نيويورك» رها مى كنند، پس از مدتى با قرار دادن تله هاى فراوان به شكار «موش»هاى جزيره مى پردازند و ملاحظه مى كنند كه آن چه «موش» به تله مى افتد از نوع اصلى ساكن جزيره بوده و موش هاى سفيد، بر اثر جفت گيرى با نوع اصلى از بين رفته اند.
پس اوّلين شرط بقاى هر جهشى، جدا ماندن جانور «جهش» يافته از افراد نوع اصل ياست، تا نتوانند با آن ها آميزش كنند و جدا ماندن آن ها، ممكن است از