مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣٥
است كه ياخته هايى كه اين رشته هاى عصبى از آنها بيرون مى آيند، حركات مفصلى و پيچيده و فراوان به خود گرفته اند، تا اعمال انعكاسى را مانند انقباض و انبساط قرنيه، حركت هم آهنگ دو چشم، اندازه گيرى زجاجيه، به هم خوردن پلك ها، ريزش اشك كه وجود آن ها اجبارى است، ميسر كنند؟ آيا بر اثر تصادف است كه يك شبكيه و يك صلبيه و پلك ها و مژه ها مجراى حلق و چشم ساخته شده اند؟ اين تصادف واقعاً عجيب و الهى است. تفسيرى كه فلسفه «جهش» بدان مى گردد در اين جا با امرى محال روبرو مى شود.
درجريان همين كار است كه طبيعت آن معلوم نيست براى آن كه عضوى جديد در شكل قديم مندرج شود، يا موجود جاندار كه مطابق طرحى بى سابقه ساخته شده، بتواند به وجود آيد، انجام مى گيرد. از اين گونه تغييرات ماهيچ شاهدى نداريم و تصور آن ها براى ما محال است. از اين حيث مراحل بزرگ تكامل از ديده عقل و علم ما كاملا نهفته مى ماند.
به راستى توجيه و تفسير اسرارى كه در موجودات زمينى اعم از آبى و خاكى نهفته است، از طريق «جهش» كه مستلزم تصادف هاى بى شمار و نامتناهى طبيعت است كهبتواند يك عنصرى را به ميليون ها نژاد، نباتى و حيوانى، به صورت هاى مختلف، و سازمان هاى گوناگون درآورد، كمتر از اين نيست كه جهان آفرينش را به دست تصادف سپرده و بگوييم كه تصادف هاى بى شمارى، سراسر جهان خلقت را پديد آورده است و هرگز عقل و خرد زير بار چنين گفتارى نمى رود.