مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣٣
كه مى تواند زير سنگ ها زندگى كند، درباره او تأثيرى ندارد. و اگر به حشرات بالدار ساكن جزائرى كه در آن جا، باد شديد مىوزد، رخ دهده مفيد خواهد بود، زيرا عدم پرواز در هوا مانع از اين مى شود كه باد شديد آن ها را به دريا بريزد.
٢. فقدان چشمدر پرنده مضر است و با مرگ او برابر است ولى نسبت به حيواناتى كه در اعماق درياها و درون غارها بسر مى برند، مؤثر نيست.
٣. فقدان دست و پا در جانورى كه بايد به دنبال طعمه بدود، مضر است، ولى در جانورى كه بدن درازى دارد و مى تواند بخزد، مؤثر نيست.
ولى گفتگو اينجاست، اگر فرض كنيم كه جهشى در ناحيه پيدايش عضوى رخ داد، يعنى حشره اى مثلا بالدار شد، آيا همين «جهش» كمك به تكامل آن مى كند، و مى تواند به مجرد بال پيدا كردن در هوا بپرد، يا اين كه شرايط ديگرى مانند وزن بدن و سنگينى مخصوص و شكل آن و... لازم دارد؟ اينجاست كه «موتاسيون» با بن بست مخصوصى روبرو مى شود و نمى تواند تبدل انواع و تكامل آن را از اين طريق توجيه كند، و تمام انواع جانداران را به يك واحد يا واحدهاى «جهش» يافته برگرداند، زيرا تا ساير قسمت هاى بدن با اين جهش همراهى نكنند، هرگز اين «جهش» درباره او مفيد واقع نخواهد بود، مگر اين كه همراه اين «جهش»، «جهش»هاى متعددى در ساير قسمت هاى آن رخ دهد. خلاصه «جهش» نمى تواند پيدايش ساختمان عمومى بدن و هم آهنگى مخصوصى را كه از نظر عمل، ميان اعضاى مختلف بدن لازم است، توجيه كند.
اتفاقاً هواداران اين نظريه به اين بن بست توجه پيدا كرده و مؤلف