مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣٠
درباره تغاير «اسفنجيان»، «مرجانيان»، «خارداران دريايى»، «نرم تنان»، «كرم ها»، «سخت پوستان» و حتى «مهره داران» و غيره بايد گفت كه بنياد اين تغاير در تاريكى ازمنه، نهفته است و كسى تاكنون بر آن آگاه نشده است. و هم چنين درباره روابط احتمالى طبقه حيوان و طبقه نبات، باز بايد اعتراف كرد كه نادانى ما در اين مورد كاملا مطلق است...».
غير از تأثير احتمالى «جهش»هاى بزرگ درباره مواردى كه قبلا نشان داديم از عواملى كه اين تغاير ابتدايى را به وجود آورده، هيچ اطلاعى نداريم، هر كوششى كه براعى توجيه اين مسأله به كار رود به اشكالاتى بر مى خورد كه ذكر آن ها ضرورى است».
دقت بفرماييد:
«شايد توجه شده باشد، «جهش»هاه كه يگانه عامل تكاملى شناخته شده اند، تقريباً هميشه به نمودهاى بازگشت، يا تكرار بستگى دارند. اين «جهش»ها بال هاى بريده، بازمانده و شكسته، پديد مى آورند. رگه هاى بال يا موها را از ميان مى برند، و چشم ها را به درجات مختلف بى رنگ مى كنند، و پاره اى از آن ها نابودى دم و دندان و پشم و چشم ها و غيره را به همراه مى آورند. «جهش»هاى ديگر موها را مجعد و يا بال را پرپر مى كنند، باعث فراوانى بند انگشتان و دندان ها مى گردند، ولى هيچ يك از آن ها عضو تازه پديد نياورده اند».
بنابراين نظريه تحول، هرگز با اين اصول و اسلوب، با اين تجربه ها و آزمايش ها و... ثابت نمى گردد و ابراز رأى قاطع، با اين مشاهدات كه عموماً ناقص و سطحى است دور از انصاف است.
فرضيه اى كه هنوز مقدمات آن حدسى و بلكه مبهم و نامعلوم است، چطور