مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
و برتر پيروى كند، و كوشش كند آن را تحصيل نمايد، و اين مطلب، حاكى از انحصار گرايى آنان در دين است، نه كثرت گرايى در آن.
٣. غزالى در برخى از كتاب هاى خود جز يك فرقه همه ى فِرَق اسلامى را اهل نجات مى داند. هر دو قرائت را در ذيل حديث هفتاد و سه ملت صحيح تلقى مى كند آن جا كه مى فرمايد: در ذيل حديث «ستفرق اُمّتى الى ثلاث وسبعين فرقة» دو عبارت وارد شده و هر دو صحيح است.
١. الناجية منها واحدة.
٢. الهالكة منها واحدة.
جمله نخست، حاكى از انحصار حق در يك فرقه، در حالى كه بنا به نقل دوم همه بر حق بوده و فقط يك فرقه گمراه خواهند بود.[١]
هرگاه ما به همين اندازه از عبارت او اكتفا كنيم، بايد بگوييم: غزالى نوعى «پلوراليزم مذهبى» را فقط در هفتاد و دو فرقه اسلامى پذيرفته است ولى ذيل عبارت او حاكى است كه تنها يك فرقه را بر حق مى داند و آن فرقه اى است كه بدون نياز به شفاعت و يا عذاب موقت در دوزخ، وارد بهشت مى شوند، اما ديگر فرقه ها بر اثر كوتاهى در عقيده طرد مى شوند، در سايه شفاعت شافعان، يا پس از عذاب موقت در آتش، از الودگى پاك شده و پس از پالايش وارد بهشت مى شوند.[٢]
يك چنين انديشه، سخن تازه اى نيست و ارتباط به «پلوراليزم دينى» ندارد زيرا از نظر كلام اسلامى فقط كافر، مخلّد در آتش است و غير او به انحاى مختلف از
[١] فيصل التفرقة بين الاسلام و الزندقة: ١٠٦.
[٢] . فيصل التفرقة: ١٠٧.