مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٢٧
آن بر مى خورد كه هر يك از آن ها جانور را از نوع طبيعى كاملا متمايز مى سازد.
اين «جهش»ها بيتر در چشم و بال و تنه و پاها مشاهده مى شود، تنها از نظر رنگ چشم قريب صد «جهش» ظاهر گرديده است. برخى از نظر بال، مانند فقدان بال، كوچك بودن بال، خميده، قوسى، مجعد، مچاله بودن بال، بعضى ديگر مخصوص پاها و رنگ آن ها، بزرگى و كوچكى تنه زرد يا سياه بودن آن، تمام اين «جهش»ها ارثى، ناگهانى و بدون حد وسط بوجود آمده اند و به قول نويسنده كتاب «داروينيسم» از مطالعه اين حشره، خرمنى از كشفيات ارزشمند در بيولوژى بدست آمده و باعث حل مشكلات فراوان گرديده است.
«گوبينو» در كتاب «بنياد انواع»[١] نمونه هاهى زيادى از ظهور «جهش» در گياهان، درختان و جانداران بيان كرده است كه از نظر طرز «جهش» با آن چه گفته شد، فرقى ندارد.
علل پيدايش «جهش»
پيش از آن كه ما نظر خود را درباره مشاهدات مزبور شرح دهيم، بهتر است مجهول و نامعلوم بودن علل «جهش» را از زبان طرفداران اين فرضيه بشنويم.
آن چه امروز مسلم است اين است كه صفات والدين از راه سلول هاى نطفه «اسپرماتوزوئيد ـ اوول» به اولاد انتقال مى يابد. در سلول هاى نطفه مهم ترين بخش انتقال دهنده، هسته است، «كروموزوم»هاى درون هسته كه از اجتماع واحدهاى ارثى يا «ژن» (عامل ارثى) تشكيل يافته اند در واقع، مقر اختصاصات ارثى به
[١] «داروينيسم» صفحه ٢١٠ ـ ٢١١.