مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠٧
دقيقى كه بعضى از اين حيوانات انجام مى دهند، كه با اعمال يك انسان فهميده و هوشمند كه پس از مدتى فكر و انديشه بجا مى آورد، برابرى مى كند; سخنى بگوييم.
زنبور عسل، خانه هاى شش گوشه مى سازد. شيره گل ها را با مهارت كامل مكيده، براى خود و آدميزاد لذيذترين غذا را آماده مى كند، مورچگان با مهارت كامل، خانه مى سازند. نوزادان خود را تربيت مى كنند. كارهايى انجام مى دهند، كه خردمندان انگشت تعجب به دندان مى گيرند.
«داروين» مى گويد: زنبور عسل و مورچگان پس از يك سلسله آزمايش ها، موفق به چنين كارها شده اند و اين ادراك به عنوان توارث به فرزندان آن ها رسيد هاست.
ولى گفتار «داروين» در اين باره بسيار گنگ و پيچيده است و قادر به حل اشكال نيست زيرا هرگاه اين سنخ ادراكات از طريق توارث به اخلاف مى رسد، پس چرا علوم انسان از طريق وراثت به اخلاف واگذار نمى شود؟ فرزند دانشمند، عالم و دانشمند نمى گردد؟ فرزندان بنا و آهنگر تا كارگاه نروند، بنا و آهنگر نمى شوند و هم چنين...؟
گاهى گفته مى شود ممكن است فرزندان حيوانات اين گونه كارها را از پدران و مادران خود بياموزند و با مراقبت هايى ياد بگيرند، ولى اين انديشه بسيار بى پايه است، زيرا بسيارى از حيوانات روى پدر و مادر را نمى بينند و اين حسرت را تا روز مرگ با خود دارند. مع الوصف به انجام كارهاى زندگى خود توانا و عالمند. نمونه روشن اين موضوع پرنده اى به نام «اكسيكلوب» است. دانشمند معروف فرانسه «وارد» درباره اين حيوان مطالعه كرده و مى گويد: از خصايص آن اين است كه وقتى