مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٧٨
ديده مى شود.
خلاصه رخ دادن تغييرات در محيط زندگى، و پيدايش احتياجات جديد، جانور را مجبور مى كند كه با فعاليت هاى مخصوص، اعضاى خود را به كار ببرد و فعاليتمزبور سبب مى شود كه تهغييراتى در بدن جانور به وجود آيد و اين تغييرات، نسل به نسل منتقل گرديده و پس از طى زمانى، به صورت عضوى در مى آيد.
بر اثر اين سازش ها انسان از ميمون هايى كه نيمه خميده حركت مى كردند، تكامل يافته، و حالت قائم و تكامل كنونى را پيدا كرده است.
سپس نتيجه مى گيرد: استعمال و به كار بردن عضوى به منظور رفع نيازمندى، سبب رشد و نمو عضو مى گردد، چنان كه عدم استعمال عضوى، باعث تحليل و از بين آنان مى شود.
به نظر «لامارك» اعضايى كه بى مصرف مى شوند، از اين لحاظ است كه چون تحت اثر تغيير دهنده مايعاتى حياتى قرار نمى گيرند، رفته رفته، تحليل رفته و گاهى از بين مى روند.
مثلا فقدان دندان در «بالن» و «مورچه خوار»، كه از طعمه هاى كوچك تغذيه مى كنند. و هم چنين در پرندگانى كه منقار قوى دارند، كوچك بودن چشم در «موش كور» و ساير جانورانى كه دتر تاريكى بسر مى برند، نبودن پا در «مار»ها كه عادت كرده اند روى زمين، بين علف ها بخزند، و براى رفتن در سوراخ ها، بدن خود را دراز كنند، فقدان بال در بعضى حشرات، و كوچك بودن اين عضو در پرندگان دونده، نظير «شتر مرغ» تمام، در نتيجه عدم استعمال عضو، بر اثر نبودن احتياج است.