مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥٤
مذهبى از همان آغاز پيدايش حكومت اسلامى و استقلال سياسى مسلمانان همواره بر اساس مسالمت و همزيستى و پيمان هاى دوجانبه بوده و روى همين اصل اقليت هاى مذهبى بدون كوچك ترين تعدى و ظلم و فشارى، آزادانه در ميان مسلمانان زندگى مى نمودند و از حقوق مسلم خود بهره مند بودند.
مسالمت و تسامح مجاهدين اسلام با ملل مغلوب به اندازه اى بود كه اقليت هاى مذهبى وقتى با آنان روبرو مى شدند مسلمانان را از جان و دل مى پذيرفتند تا آن جا كه بعضى از گروه هاى رنجديده، سپاهيان اسلام را آزادى بخش و نجات دهنده آسمانى لقب مى دادند.
«آدام متز» مستشرق معروف در كتاب خود مى نويسد:
«آنچه كه ممالك اسلامى را از اروپاى مسيحى امتياز بخشيده، وجود عده زيادى از اقليت هايمذهبى غير مسلمان است كه در سرزمين هاى اسلامى آزادانه بسر مى بردند، در صورتى كه در اروپاى مسيحى يك چنين چيزى هرگز وجود نداشت و نيز مشاهده مى شود كه كنيسه ها و معابد اديان ديگر، همواره در سرزمين هاى اسلامى به طورى آزاد بودند كه گويا اصلا زير نظر حكومت اسلامى نيستند و اين آزادى بر اثر يك سلسله پيمان ها و حقوقى بود كه يهوديان و مسيحيان در اسلام داشتند.[١]
همچنين نويسنده فرانسوى «كونت هانرى دى كاسترى» ضمن تشريح روش مسالمت آميز مسلمانان با مسيحيان مى نويسد: «من تاريخ نصارى را در سرزمين هاى اسلامى به دقت بررسى نمودم و از آن اين حقيقت تابناك را بدست آوردم كه رفتار
[١] روح الدين الاسلامى، صفحه ٢٧٩.