مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤٩
كه به گدايى مشغول است درباره او پرسش كرد، معلوم شد كه او يهودى است، به او گفت چه چيز ترا به اين كار واداشته است؟ او گفت:
«جزيه دادن، نيازمندى و پيرى» دست او را گرفت و به منزل خود برد و مقدارى كه نيازمندى فورى او را رفع كند، به او بخشيد. آن گاه او را پيش خازن بيت المال فرستاد و به او دستور داد تا حال اين مرد و امثال او را مراعات كند و افزود قسم به خدا اگر در حال جوانى از آن ها سود ببريم و در هنگام پيرى آن ها را رها كنيم، انصاف روا نداشته ايم».[١]
بدين جهت در فتوحات اسلامى پيش از آن كه سربازان اسلام به دروازه هاى شهر برسند اهل كتاب با كمال ميل و اشتياق حاضر مى شدند دروازه شهرهاى خود را به روى مسلمانان بگشايند و از آنان به گرمى استقبال نمايند.
هنگمى كه سپاهيان مسلمان به فرماندهى «ابوعبيده جراح» به سرزمين «اردن» رسيدند، مسيحيان اردن، نامه اى به اين مضمون به مسلمانان نوشتند «اى مسلمانان شما پيش ما از روميان محبوب تريد گرچه آن ها همكيش ما هستند ولى شما نسبت به ما باوفارت، رئوف تر، عادل تر و نيكوكارتريد. آن ها علاوه بر اين كه بر ما مسلط شدند و منازل و هستى ما را هم غارت كردند».[٢]
در اين جا بجاست كه مطالب فوق را از زبان كشيش بزرگ «انطاكيه» كه مظالم دولت دوم، او را به دامن مسلمين كشانده بود، بشنويم. وى صريحاً اعتراف مى كند «اين دست انتقام الهى بود كه در مقابل ستمكارى و بيدادگرى روم كه به اتكاى
[١] اسلام و صلح جهانى، صفحه ١٥١.
[٢] . تاريخ ابن عساكر، ج ١، ص ٤٠.