مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠٠
كه كسى مردم را به زور تازيانه و شمشير به تبعيت از خود مجبور نمايد.
ج. اميرمؤمنان على(عليه السلام) نامه اى را كه معاويه درباره قتل عثمان نوشته بود، خواند و در پاسخ معاويه به آن دو نفر كه نامه را آورده بودند، فرمود: شما وظيفه خود را در ابلاغ پيام معاويه انجام داديد. اكنون آن چه مى گويم بشنويد، و آن را از من به معاويه برسانيد:
«در حكم خدا و دين اسلام، بر عموم مسلمانان واجب است كه پس از آن كه امام و پيشواى آن ها مرد، يا كشته شد، (خواه آن امام گمراه باشد يا هدايت يافته، مظلوم باشد يا ظالم، ريختن خون او حلال باشد يا حرام) هيچ عملى انجام ندهند و به هيچ كارى دست نزنند، پيش از آن كه براى خود و تمام كارهاى اجتماعى خود پيشوايى عفيف و دانشمند و خداترس و آشنا به احكام قضا و سنت انتخاب نمايند، تا در بين آنان حكومت نمايد و حق مظلوم را از ظالم بستاند، مرزهاى آن ها را پاسدارى كند و ماليات آنان را دريافت نمايد، حج و جمعه را برپا دارد و حقوق مالى آن ها را جمع آورى كند، آن گاه مردم درباره پيشواى «به ناحق كشته شده خود» در نزد امام جديد دادخواهى كنند، تا او در اين مورد به حق حكم نمايد.[١]
[١] پرسشى كه در حديث اول مطرح است، در اين حديث نيز مطرح مى باشد و پاسخ پرسش را در پايان بحث خواهيد خواند. امام على(عليه السلام) در اين سخنان عالى و ارزنده خود، امر حكومت را از مهم ترين فرائض و تعيين امام و خليفه را از تمام احكام بيشتر مورد توجه و عنايت قرار داده است، به گونه اى كه اگر حاكمى نباشد و امر حكومت تنظيم نگردد، قلم نسخ بر تمام احكام دين كشيده م يشود، زيرا اكثر احكام حيات بخش اسلام بسته به وجود حاكم و امام است، و چون اين نامه از اهميت خاصى برخوردار است لذا در اين جا متن آن را نقل مى كنيم «والواجب فى حكم الله و حكم الاسلام على المسلمين بعد ما يموت امامهم او قتل ضالا كان او مهديا، مظلوما كان او ظالما، حلال الدم او حرام الدم ان لا يعملوا عملا و يحدثوا حدثا، ولا يقدموا يدا، ولا رجلا، ولا يبدوأ بشيئى قبل ان يختاروا لانفسهم اماما يجمع امرهم عفيفا، ٩عالما، ورعا، عارفا بالقضاء والسنه، يجمع امرهم ويحكم ويأخذ للمظلوم من الظالم ويحفظ اطرافهم ويجى فيئهم ويقيم حجتهم ويجيى صدقاتهم» (اصل سليم بن قيس، ص ١٨٢).