مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٧
حق داورى كنى و از پيروى هوا و هوس بپرهيزى».
اين آيه هر چند مربوط به قضاوت و داورى است ولى نفوذ سخن او در محيط داورى از ولايت و حكومت وسيع او سرچشمه مى گيرد، و حكومت و فرمانروايى را نيز در بر مى گيرد، زيرا گذشته بر اين كه نفوذ حكم قاضى بدون داشتن سلطه و حكومت مقتدر، امكان پذير نيست و در زمان حضرت داود، سلطه قضاوت از سلطه حكومت جدا نبوده، همگى مى دانيم كه حضرت داود، از حكومت بسيار نيرومندى برخوردار بود چنان كه مى فرمايد:
(و قتل داود جالوت و آتاه الله الملك و الحكمة و علّمته ممّا يشاء ولو لا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض).[١]
«داود جالوت را كشت خدا به او سلطنت و حكمت داد، و آن چه كه مى خواست، به او آموخت. اگر خدا برخى از مردم را با برخى ديگر، از بين نبرد، روى زمين را فساد مى گيرد».
با توجه به اين كه داود داراى حكومت و قدرت بود، و با توجه به اين كه هيچ قدرت قضايى بدون تكيه به حكومت نيرومندى نمى تواند مؤثر واقع گردد، و در گذشته خصوصاً در پيامبران، مقام قضا و داورى از مقام اجرا و تنفيذ جدا نبود، مى توان گفت كه داود به خاطر نمايندگى خداوند، داراى چنين مقامى بود و حقّ حكومت و فرمانروايى داشت و اگر از جانب خدا چنين مقامى به او داده نشده بود قضاوت و فرمان و دستورهاى ديگر او نافذ نبود.
اشتباه نشود مقصود از اين كه مى گوييم حكومت از آن خداست، زنده كردن
[١] بقره / ٢٥١.