مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢١
(كمونيستى) هم چنان بايد پايدار بماند، چرا اين سخن را در كمون نخست نگوييم آن هم با شمار اندك جمعيّت و سفره گسترده طبيعت؟
٤. از سخنانى كه ماركسيست ها روى آن تكيه مى كنند، اين است كه چرخ زمان و جامعه به عقب بر نمى گردد و در تاريخ بشر هيچ نوع تحوّل واپس گرايانه و ارتجاعى به وجود نيامده و نخواهد آمد.
اكنون سؤال مى شود:
اگر نظام كمونيستى، نظام عالى و برتر است، و ـ لذا ـ هنگامى كه حلقه تاريخ زندگى بشر به چنين نظامى رسيد، به حكم برترى پايدار خواهد ماند، پس چرا كمون نخست كه به حكم اين سخن، نظام كاملى بود، به نظام بردگى مبدل شد، و نظام اعلى را رها كرد و به نظام پست گراييد؟
اگر نظام كمون و اشتراكى، نظام عالى نبود، چرا آخرين حلقه تاريخ را حلقه كمونيستى معرفى مى كند و بقاى بشر را در آن دايمى و پايدار مى شماريد؟
گذشته از اين، آيا تأسيس مالكيت هاى اجتماعى و عمومى، بازگشت به طرز مالكيت و روابط توليدى چند هزار سال پيش، و يك حركت ارتجاعى و واپس گرايانه نيست؟
«استالين» مى گويد:
«نظام برده دارى در شرايط جامعه كمونيستى اوليه كه در حال زوال بود، يك نظام قابل قبول و منطقى شمرده مى شد زيرا نسبت به نظام كمونيستى اوليه و قديمى، يك قدم به جلو و پيشرفت به حساب مى آمد».
اكنون سؤال مى شود: اگر جامعه كمونيستى نسبت به برده دارى، جامعه منحطّى بود، پس چرا چنين جامع هاى آخرين حلقه تكامل شمرده شده است؟ آيا