مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٥
ملازم با پيكار ميان دو طبقه مختلف است كه يكى در كنار ابزار توليد قرار گرفته و با آن هم پيمان است و آن ديگرى در كنار روابط مالكيت موجود قرار گرفته است و خواهان ثبات و بقاى آن مى باشد.
و به عبارت ديگر: يكى از آن دو طبقه، گروه استثمار شده است كه مصالح آن، با رشد ابزار توليد و شرايط اجتماعى آن هماهنگ است و ديگرى گروه مالك كه مصالحش با پيوندهاى مالكيت موجود، هماهنگ مى باشد و منافع آن با خواسته هاى توسعه تكامل ابزار توليد سازگار نيست.
در عصر حاضر كه سايه شوم كاپيتاليستى بر سر جوامع غرب سايه افكنده است، رشد نيروهاى توليد، مايه تضاد با روابط كاپيتاليستى و سرمايه دارى مى گردد، به دنبال اين تضاد، جنگ طبقاتى ميان طبقه كارگر كه در كنار رشد ابزار توليد قرار دارد، و طبقه مالك كه در كنار روابط مالكيت سرمايه دارى است و از آن دفاع مى كند، شعلهور مى گردد و نتيجه اين مى شود كه تضاد ميان ابزار توليد و روابط مالكيت، پيوسته به تضاد طبقاتى منجر مى گردد. و تضاد دوم تفسير اجتماعى و انعكاس مستقيم تضاد اول است.