مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٩
مى آيد. اين مبارزه ميان دو گروه است، گروهى كه در كنار ابزار توليد ايستاده اند و خواهان دگرگونى روابط اقتصادى مى باشند، و گروهى كه مى خواهند، روابط توليد به حال سابق خود بماند».
«ماركسيسم معتقد است كه رشد ابزار توليد تعيين كننده رابطه اقتصادى است و رابطه اقتصادى اساس و زيربناى ساير پديده هاى فكرى و روحى انسان از قبيل هنر و اخلاق، مذهب و قانون است.
و به عبارت روشن تر: طرز توليد، و بخش و تقسيم ثروت و روابط كارگر و كارفرما در طول زمان جنبه هيا ديگر زندگى را از قبيل دين و اخلاق و فلسفه و علم و ادبيات و هنر تعيين مى كنند».
ماركسيسم مى گويد:
ابزار توليد در هر جامعه، رابطه اقتصادى آن را تعيين مى كند، و رابطه اقتصادى اوضاع اجتمايع و سياسى و دينى و فكرى را توجيه كرده و تعيين مى نمايد.
اين خلاصه نظريه ماركس درباره نيروى محرك تاريخ است، ولى براى اين كه خوانندگان گرامى به طور روشن با اين نظريه آشنا گردند، مطالب وى را بدين گونه توضيح مى دهيم: