مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨١
قرآن، صحنه زندگى انسان ها را صحنه دو نيروى متضاد حق و باطل مى داند كه سرانجام به حاكميت نيروى حق بر باطل منجر مى گردد، چنان كه مى فرمايد:
(بل نقذف بالحقّ على الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق ولكم الويل ممّا تصفون).[١]
«ما با حق، بر چهره باطل مى زنيم تا درهم شكننده و نابود گردد. واى بر شما از آن چه مى گوييد».
و به قول مولوى:
ضد ابراهيم گشت و خصم او *** واندو لشگر كين گزار جنگجو
پس بقاى خلق بر اضداد بود *** لاجرم جنگى شدند از ضرّ و سود
خلاصه، وجود اضداد در طبيعت و جامعه مايه تكامل و وسيله بقا و حيات جامعه و انسان ها است امّا اين تضاد نه به معنى اين است كه هر چيزى ضد خود را پرورش مى دهد، بلكه مقصود اين است كه از آميزش مختلف ها، متفاوت ها، متزاحم ها و گوناگون ها، انواع مجدد، و جامعه وزين و متكامل به وجود مى آيد.
و در آيه ديگر به اين حقيقت با جمله روشن ترى اشاره مى كند و مى فرمايد:
(و قد خلقكم أطوارا).[٢]
«شما را مختلف و گوناگون آفريد».