مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٧
گذشته به كنجكاوى بپردازند و از علل قوّت و ضعف آنان آگاه شوند و به خاطر اهميتى كه اين نوع تاريخ نگرى دارد، اين حقيقت را چند بار يادآور مى شود كه ما فقط به يكى اشاره مى كنيم:
(أو لم يسروا فى الارض فينظروا كيف كان عاقبة الّذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الارض و عمروها أكثر ممّا عمروها و جاءتهم رسلهم بالبيّنات فما كان الله ليظلمهم ولكن كانوا أنفسهم يظلمون).[١]
«آيا در زمين گردش نكردند تا عاقبت كسانى را ببينند كه پيش از آنان بودند؟ آنان از ايشان نيرومند بودند و زمين را دگرگون ساختند و بيش از اينان به آبادى آن پرداختند. پيامبران آنان با دلايل روشن به نزد آنان آمدند ـ اما آن ها را نپذيرفتند ـ پس خداوند هرگز بر آنان ستم نكرد و آنان خود بر خويش ستم مى كردند».
اين دستور مؤكّد در آيات فراوان به خاطر دو مطلب است:
١. بر تاريخ بشر يك رشته قوانين محكم و استوار، و سنت هاى لا يتغيّر حكومت مى كند كه اين سنت ها و به عبارت ديگر واكنش ها آن چنان كلى و قطعى است كه مى توانند براى ملل ديگر الگو باشند.
٢. حرّيت و آزادى انسان در تاريخ آفرينى مورد انكار نيست، از اين جهت دستور مى دهد كه در وضع اقوام گذشته مطالعه كند و از آن قوانين و سنت هاى قطعى كه مايه سعادت و خوشبختى او است بهره بگيرد. و از گرايش به عواملى كه
[١] سوره روم، آيه; يوسف، آيه ١٠٩; حج، آيه ٤٦; غافر، آيه ٢١ و ٨٢; محمد، آيه ١٠; آل عمران، آيه ١٣٧; انعام، آيه ١١; نحل، آيه ٣٦; نمل، آيه ٢٩ و عنكبوت، آيه ٢٠.