مسائل جديد كلامى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٣
را، با نقشه هاى حساب شده از جانب سوسيال امپرياليسم و كاپيتال امپرياليسم غصب كردند و حكومتى به وجود آوردند و گروهى را نابود كرد و عده اى را بى خانمان ساختند.
بازيگران و تعزيه گردانان صحنه سياست، از روز نخست مسأله فلسطين را يك مسأله عربى تلقى كردند و آن را به صورت يك گرفتارى كه براى عرب پيش آمده است، قلمداد نمودند و از پذيرش اين كه اين رويداد، يك فاجعه اسلامى است كه متوجه جامعه اسلامى شده است، سرباز زدند.
هدف اين گروه اين بود كه بتوانند طرف مسأله را كوچك جلوه دهند تا از عهده مقاومت و مبارزه برآيند مثلا اگر بگويند كه مسأله فلسطين يك مسأله عربى است، در اين صورت با صد و اندى ميليون عرب طرف شده اند، ولى اگر آن را يك مسأله اسلامى قلمداد كنند، با يك ميليارد مسلمان طرف شده و كشمكش بيشترى خواهند داشت.
مطلبى كه بريا ما و براى هر فرد بينايى روشن است، اين است كه تا زعماى عرب، مسأله فلسطين و اشغال بيت المقدس را به صورت يك مسأله اسلامى مطرح نكنند و پاى همه مسلمانان را به ميدان نكشند، اين گره سر در گم باز نخواهد شد.
از مسأله دور نشويم، حادثه فلسطين كه به صورت يك مسأله عربى مطرح گرديده و جهان عرب خود را به آن مشغول ساخته سبب شده كه روح قوم گرايى در عرب زنده گردد و به حكم «پان عربيسم» بسيارى از كشورهاى دور از منطقه مانند مراكش و تونس و الجزاير، خود را مدافع آن بدانند، و در مواقع لزوم، از كمك هاى مالى و نظامى خوددارى نكنند.
در نبرد ١٩٧٤ م غالب كشورهاى عربى نيروهاى خود را عليه اسرائيل بسيج